تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
82
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
باشد و ان شاء اللّه در مباحث آتيه كيفيت حدوث كثرت در عالم را كه از مسائل غامضهء حكْميه است ، ذكر خواهيم كرد . معناى آيهء شريفهء « لو كان فيهما آلهة إلّا اللَّه لفسدتا » با اين بيان : اگر دو واجب بود ، افساد لازم آمده و هيچ موجودى نمىتوانست خلق شود ؛ زيرا توارد علل مستقلهء الهيه بر يك معلول محال است و معناى آيهء شريفه : « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » « 1 » اين است ، نه اينكه اگر خدا دو تا بود اختلاف حاصل شده و جنگ و نزاع شروع مىشد . يكى مىگفت : بهتر است شب را خلق كنم ، و ديگرى مىگفت : بهتر است روز باشد ، و يكى مىگفت : خوب است باران ببارانم ، ديگرى مىگفت : خوب است باران نبارانم . و مَثَل آنها مَثَل دو كدخدا در يك ده يا دو سلطان در يك مملكت بود ؛ زيرا دو كدخدا چون داراى هوى و هوس بوده يا جاهلند ممكن است يكى از آنها براى حفظ رياست خود تابع هوس و شهرت بوده و چيزى را كه صلاح نيست اراده نمايد و ديگرى از آن جلوگيرى كند و يا اينكه يكى از آنها از باب جهل ، صلاحيت چيزى را تشخيص داده باشد كه ديگرى عدم صلاحيت آن را تشخيص داده باشد . و همچنين دو سلطان يا از باب جهل و نادانى و يا از باب شهوت و ظلم و هوى خواهى با يكديگر نزاع و جدال مىنمايند . و ليكن اگر خداوند دوتا باشد كه هر دو عاقل و عالم به تمام مصالح و مفاسد و عادل بوده و شهوت و هوى و هوس نداشته باشند ، چنانچه يكى صلاح چيزى را تشخيص دهد ، لا بد ديگرى هم صلاح آن چيز را تشخيص خواهد داد و با هم همراه خواهند شد ، از طرفى هم آنها چون فرض شده كه واجب الوجود مىباشند ، صاحب هوى و هوس نبوده بلكه عادل مىباشند و با كمال موافقت با يكديگر همراهى و هممذاقى مىنمايند . پس معناى آيهء شريفه آن چيزى كه براى عوام مطرح مىنماييد و مىگوييد : قرآن فيض عامى است كه براى همه گسترده شده نيست ، بلكه معناى آن ، همان است كه
--> ( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 22 .